ایذه پایتخت فرهنگ

وبلاگ تخصصی ایذه شناسی

مرتضی سلحشور

چشم انداز و پتانسیلهای جغرافیای گردشگری شهرستان ایذه

در قرن بیست و یکم گسترش و پیشرفت فناوری موجب شده است که انسان بیش از پیش آزاد گردد وثروتش افزون شود و زمان بیشتری را صرف اوقات فراغت خود نماید در واقع نیمه دوم قرن بیستم به بعد را باید عصر صنعت گردشگری نام نهاد. گردشگری به عنوان بزرگترین صنعت دنیا بعد از نفت و خودرو مطرح شده است ایران از لحاظ پتانسیل های گردشگری جزء 10 کشور برتر دنیا است، صنعت گردشگری بطور بالقوه می تواند جایگزین صنعت نفت در ایران شود. شناخت  مناطق گردشگری شهرهای می تواند در راستای اهداف و چشم اندازهای کلان کشور به عنوان یک هدف کلی در نظر گرفته می شود و در راستای شناخت بهتر باید در سطح منطقه و شهرستان مورد بررسی قرار گیرد.

در سنجش تواناییهای محیطی (هم طبیعی و هم انسانی) شهرستان ایذه جهت بهره وری گردشگری از محیط عوامل جغرافیایی متعددی مانند موقعیت کوهستانی، رودخانه ها، دریاچه ها، فضاهای سبز طبیعی و هوای مطبوع شهرستان ایذه (میانگین 24 درجه) به عنوان عوامل تشکیل دهنده محیطی مطرح اند. این توانهای محیطی در کنار توانهای استانی باعث جذب گردشگر شده است. شاید بتوان در یک نگاه اجمالی وجود این پدیده ها را در کنار هم به صورت چشم اندازهای جذاب تصور کرد. وجود چشم اندازهای تاریخی و باستانی در کنار این عوامل باعث بوجود آمدن مکانهای بیشتر و بهتر برای گردشگری شده است. این اماکن گردشگری به صورت ردیفی در دو مسیر و در یک امتداد قرار گرفته اند. از جنوب شرقی به جنوب غربی و از شمال شرقی به شمال غربی و با فواصل نزدیک 2 تا 3 کیلومتری نسبت به هم قرار دارند که امکان دسترسی به این نقاط را برای گردشگران آسانتر می کند. قرار گرفتن پارک صخره ای، اشکفت سلمان و طاق طویله در مسیر جنوب شرقی به جنوب غربی و کولفرح و شهسوار و خنگ اژدر (یا خنگ نوروزی) در مسیر شمال شرقی به شمال غربی یک نوع همگونی و نظر را بین آنها بوجود آورده است. قرار گرفتن اشکفت سلمان و کولفره در یک راستای مستقیم به طوری که از اشکفت سلمان می توان کولفرح و از کولفرح می توان اشکفت سلمان را  دید و  تقارن جالبی را بوجود آورده است.

در بحث توزیع جغرافیایی این اماکن می توان گفت که به صورت منظمی پراکنده شده اند که شاید بتوان گفت در چهار گوشه شهر قرار دارند و شهر در بین این اماکن رشد یافته است. همچنین شاید بتوان این نکته را که این اماکن در دامنه کوهها قرار گرفته اند را به عنوان یک عامل مهم و اساسی برای پدید آمدن چشم اندازهای جالب دانست که بازدید کننده هم بتواند از اماکن تاریخی دیدن کند و هم از مناظر طبیعی لذت ببرد.

مرتضی سلحشوری
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 23:20  توسط ایذه ای  | 

نادر پور ارشد

رهيافت هاي فرهنگي در توسعه ايذه

 

1-   سهراب سپهري شعري دارد كه در آن مي گويد: اهل كاشانم ولي شهر من كاشان نيست، شهر من گم شده است ... من از اين شعر به گونه اي ديگر استفاده مي برم و مي گويم: آنها كه اهل ايذه هستند هر كجا باشند، هر كجا هستند، شهرشان گم نشده، شهرشان ايذه است. دليلي ندارد كه ايذه شهري براي آنها كه اهل آن هستند و حتي براي آنها كه اهل ايذه نيستند نباشد شايد شهر سهراب نيز همين ايذه باشد شهري كه او آن را گم كرده بود چرا كه ايذه امتداد تاريخ و آينه فرهنگ و ماواي تمدن و سيماي هويت ماست.

2-   براي آنها كه اهل ايذه هستند اگر شهرشان نيز ايذه باشد در اين صورت ايذه از حاشيه به متن توجهات آمده و نگاه ها به او (او را به كار بردم كه بگويم ايذه جاندار است و دريغ است كه برايش ضمير بي جان «آن» را به كار برد) توام با تعهد و تعلق و تعقل و تامل خواهد بود. فرض اين مطلب آن است كه براي اينكه ايذه شهر كسي باشد الزامي وجود ندارد كه جسمش ظاهرا در جغرافياي ايذه تحرك داشته باشد همچنين الزامي ندارد كه به ساير ضرورت ها توجهي نداشته باشد بلكه آنچه ضرورت دارد آن است كه از ايذه به عنوان يك ظرفيت انساني و طبيعي منطقه اي و ملي و حتي جهاني غافل نباشيم.

3-   احساس تعلق به ايذه هم از جهت اهليت و هم از جهت شهريت (اضافه نمودن يت به كلمه فارسي براي ساختن مصدر اشكال دستوري دارد) دو دستاورد دارد: دستاورد اول استحقاق برخورداري از بضاعت معنوي ايذه كه براي ريشه دار ساختن خويش و بازيابي و دسترسي به محافظ هويت است. هويتي كه ماهيت آن تصنعي و تصويري نيست. تنها اشكالي كه در اين مقام مطرح مي شود به خود ما بر مي گردد كه چگونه رويكردمان را به ميراث فرهنگي و مدني اين جغرافياي تاريخي (منظور جغرافيايي كه تاريخ در آن اتفاق افتاده و مدنيت در آن باليده است) تنظيم كنيم و اساسا چه برنامه اي براي اين رويكرد داشته باشيم. دستاورد دوم احساس و باور تكليف در برابر اين بهره مندي است. انصاف و عدالت مقتضي آن است كه همان گونه و همان اندازه كه از اين آبشخور كام مي گيريم و حيات مي يابيم به تقويت و حيات آن نيز خصوصا براي كساني كه از پي ما آمده اند و خواهند آمد بينديشيم و كاري بكنيم. از اين روست كه آرايش و پالايش فرهنگي به عنوان يك تكليف فراتر از وظايف مشاغل رسمي بر عهده و دوش آنان كه فرهنگي هستند بايد سنگيني كند. قطعا اين آرايش و پالايش تعريف ساختار و برنامه عملياتي مي طلبد. به نظر مي آيد كه دستگاه هاي فرهنگي نبايد از توجه به تعامل اين حق و تكليف كه برشمرديم غافل باشند عرصه اين تعامل شامل يكي از نقاط عزيمت و آغاز مهندسي فرهنگي محلي است.

4-   يكي از زيرساخت ها و ريزساختارهاي مهندسي فرهنگ محله اي ايذه رويكرد به نخبگان محلي و تعامل با آنهاست. مولوي مي گويد: از هزاران تن يك تن صوفي اند – باقيان از دولت او مي زيند. براي افتتاح بحث يك سوال مطرح است و آن اين كه تا چه اندازه به طور رسمي و نيز به طور فرهنگي به نخبگان مجلس توجه شده و مي شود؟ منظور از نخبگان كساني هستند كه منشا آثار افتخارآميز و مفيدي براي جامعه خود شده اند. نيازي به گفتن ندارد كه ايذه در جامعه بوده و هرگاه عموم مردم بخواهند احساس افتخار كنند نامي از آنها مي برند. نخبگاني كه در عرصه فعاليت هاي ديني و فرهنگي، علمي و هنري، سياسي و اقتصادي و ورزشي و ... از دامن مردمان غيور و فهيم و شريف ايذه باليده اند. راستي اين نخبگان تا چه اندازه يكديگر را مي شناسند، تا چه اندازه از ظرفيت هاي همديگر براي تداوم نخبگي خويش و بالش بيشتر  آن بهره برده اند؟ عموم مردم تا چه اندازه اين فرزندان صالح خويش را مي شناسند؟ آيا بايد بشناسند؟ آيا نخبگان زمينه اي براي تعامل فرهنگي با مردم منطقه خويش يافته اند؟ آيا اين تعامل لازم است؟ حفاظت از اين سرمايه ها چگونه بايد باشد؟ همه اين سوال ها جواب منطقي و معقولي مي طلبد كه سكوت در برابر آنها تاخير توسعه پايدار را همراه خواهد داشت. پس به فكر پاسخ باشيم.

مجملش گفتم نگفتم زان بيان/ ورنه هم افهام سوزد هم زبان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 23:18  توسط ایذه ای  | 

یعقوب محمدی فر

نقش برجسته خنگ کمالوند

لویی واندنبرگ

کلاوس شیپمن

 

موقعیت مکانی:

روستای خونگ کمالوند تقریبا در شمال غربی دشت مالمیر (ایذه) و حدود 5/2 کیلومتری خونگ نوروزی و یک کیلومتری غرب نقش برجسته خونگ یار علیوند واقع شده است. جاده سراشیب, باریک و پرپیچ و خمی از روستا به سمت شمال شرقی به گردنه تندی می رسد که در سمت راست آن در 270 درجه سانتیگراد به سمت غرب, نقش برجسته ای روی دیواره ی کوه حجاری شده است.

اکتشاف:

هینز در 6 مارس 1963 این نقش برجسته را کشف کرد. ما نیز در 29 می و 13 نوامبر 1975 از آن دیدن کردیم.

ابعاد:

قاب تقریبا مستطیل شکل این اثر 55/1 متر ارتفاع و 30/1 متر پهنا دارد. طول قامت شخص سمت راست 02/1 متر, طول سوار کار 03/1 متر و طول اسب 70 سانتی متر است.

شرح (طرح 1)

سمت چپ مردی سوار براسب دیده می شود که نیم تنه اش تمام رخ و اسب از نیم رخ حجاری شده است مرد سوار کلاه خودی پردار با نوارهایی بلند بر سر گذاشته, پیراهن و شلواری به سبک پارتیان پوشیده است و نیم چکمه به پا دارد. وی نیزه مزین به رویایی را در دست راست گرفته و افسار اسب را با دست چپ نگه داشته است. اسب برای این سوار بسیار کوچک بوده و موهای دم اسب نیز بسیار هنرمندانه بافته شده است. مردی که در سمت راست ایستاده تمام رخ بوده, ولی پاهایش از نیم رخ نشان داده شده اند. این مرد نسبت به اسب بسیار بزرگ حجاری شده است. وی پیراهنی چین دار به تن دارد که تا زیر زانوانش پایین می آید و شلوار را درون نیم چکمه هایش گذاشته است. این شخص دست چپ را به کمر زده و کوزه ای را در دست راست گرفته که به نظر می رسد در حال ریختن مایعی از درون آن است. بالای این نقش برجسته, کتیبه ای چهار کلمه ای حک شده است. هینز و هنینگ این کتیبه را رمزگشایی کرده و چنین خوانده اند: فرهاد کاهن, پسر کامنیسکیر

مفهوم:

هینز معتقد است که مرد سوار بر اسب, فرهاد اول, شاه الیمایی و از سلسله کامنیسکیر می باشد که به همراه ملازم یا وزیرش دیده می شود.

قدمت:

با شناسایی کتیبه, هنینگ به این نتیجه رسید که قدمت این کتیبه بیشتر از کتیبه تنگ سروک بوده و در پایان قرن اول میلادی حکاکی شده است.

هینز معتقد است که شاهان شناخته شده الیمایی از خاندان کامنیسکیر بعد از سطنت کامنیسکیر سوم (62-61 ق.م) عبارتند از: ارد اول, ارد دوم و فرهاد پسر ارد اول, آنان بین سالهای 58 و 128 میلادی حکومت کرده اند. اگر فرهاد کاهن همان شاه فرهاد باشد پس این نقش برجسته ممکن است حدودا به سال 100 میلادی مربوط باشد. در مطالعه و بررسی خط کتیبه های الیمایی, هارماتا به این نتیجه رسید که قدمت کتیبه نقش برجسته بیشتر بوده و دست کم به اواسط قرن اول ق. م بر می گردد. مالکوم کالج نیز همین نظر را دارد و نقش برجسته خونگ یار علیوند را نیز متعلق به آغاز قرن دوم میلادی می داند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 23:17  توسط ایذه ای  | 

حسن بارونیان

 

حسن بارونیان از نویسندگان خوب ایذه است.اخیرا کتابی از ایشان منتشر شده است بانام شخصیت 

پردازی در داستانهای دفاع مقدس.برای نویسنده ی خوب شهرمان ارزوی سلامتی داریم.

 

 گذری بر کتاب شخصیت پردازی در داستان های کوتاه دفاع مقدس

با شروع جنگ تحميلي و ناخواسته ي عراق عليه ملت ايران ، ملت ما در جهت دفاع از آرمان هاي ديني ، ملي و ميهني خود به طرز خارق العاده و معجزه آسايي به سمت برادري و وفاق ملي تجديد حيات كرد و از ميان شعله هاي آتش جنگ ، از بستر خاك و خون برخاست و مظهر رستاخيز عظيم حماسه ي مردمي شد . در اين ميان نويسندگاني كه از نزديك با جنگ آشنا بوده و در كوره ي آن آب ديده شده اند رو به سوي داستان نويسي آوردند و در داستان هاي آن ها مطالب و تصاوير زندگي زمان جنگ با واقع گرايي بيان شده است .

كوشش اين نويسندگان بر آن است تا خصلت ها ، سوانح ، رفتارها ، افكار و واكنش هاي رزمندگان و مردم ما را در زمان جنگ چنان كه بود و هست آشكارا و بي پرده بيان نمايند .

نويسندگان داستان هاي كوتاه جنگ ، سرگذشت و روحيات و جهات بارز زندگي فردي و اجتماعي جامعه ي جنگ زده ي ايران را با بهترين و زيباترين وجهي نمودار ساخته اند . آن ها به كمك نوشته هاي خود حقايق  جنگ و مرگ و زندگي را آينه وار نشان مي دهند . داستان كوتاه و حتي داستان بلند جنگ ، بسياري از حوادث و روايات جنگ و دفاع جانانه ي هشت ساله ي مردم ما را  در مبارزه  با رژيم تجاوزگر  عراق روايت مي كنند .

 

به طور كلي ادبيات داستاني دفاع مقدس واكنش هاي روحي و اجتماعي ملت ايران را چه در زمان جنگ و چه پس از آن ، از نظر قرباني ها و ويراني هاي فروان جنگ جلوه گر مي سازد و روحيات مردم نيرومند و بردبار  ما را كه در حالت هاي اندوه و شادي ، ياس و اميد هم لذت پيروزي را چشيده و هم زهر كينه توزي و ويرانگري دشمن را چشيده اند نمايان مي سازد .

در اين  کتاب سعي شده است يكي از مهم ترين و محوري ترين عناصر داستان كوتاه يعني « شخصيت پردازي »   انتخاب و پيرامون آن بررسي و تحليل شود .

شخصيت ، يكي از عناصر و مباني اساسي داستان است ،  به گونه اي كه حتي عمل داستاني و عكس العمل  خواننده با كارشخصيت شروع مي شود . اگر نويسنده بتواند رفتار آدم ها و شخصيت هاي داستانش را طوري بيان كند تا خواننده خودش آن صفت مورد نظر را در يابد ، به شخصيت پردازي هنرمندانه پرداخته است و به اصطلاح ، روح زندگي را درون شخصيت هايش دميده است . نويسندگان داستان هاي جنگي ، شخصيت هاي داستاني خود را از محيط پيرامون خود بر مي گزينند و هر شخصيت نشان دهنده ي طبقات خاص جامعه ي خود مي باشند . آن ها با نوشتن داستان هاي ارزنده و پرداخت شخصت هاي عيني و حقيقي ،  پايمردي دلاور مردان جبهه هاي جنگ را رد صفحه ي تاريخ ثبت نموده و حماسه ي آنان را زنده نگاه داشته اند .

اما در زمينه ي انجام اين كار تحقيقي ، از آن جا كه تعداد آثار داستاني چاپ شده ي جنگ تحميلي در زمينه ي داستان كوتاه بسيار فراوان مي باشد و بررسي كليه ي آثار داستاني كوتاه به علت گستردگي دامنه ي كار و مجال اندك كار تحقيقي ، ميسر نمي باشد . شخصيت پردازي در هفت مجموعه ي داستان كوتاه از هفت نويسنده  ي دفاع مقدس ، كه در نخستين  « جشنواره ي ايثار ، ادب پايداري » براي معرفي بهترين داستان هاي بيست ساله ي  دفاع مقدس (59-79) در سال 1379 برگزار شد . مورد نظر قرار گرفت . (البته لازم به توضيح است كه يا خود آن نويسندگان جزو نفرات برتر بوده و يا مجموعه هاي داستاني آنان ، جزو آثار برتر و قابل تقدير بوده اند ).

اين تحقيق كاوشي است در شخصيت پردازي در هفت مجموعه ي داستان كوتاه ، دفاع مقدس ، كه مجموعه از 9 فصل تشکیل شده است.در این کتاب سه هدف عمده مد نظر بوده است:

1.  شناخت و تبيين ابعاد و آفاق  فرهنگي دفاع مقدس از طريق گونه ي ادبي ، داستان كوتاه .

2.  ارايه ي مجموعه اي كه براي پژوهشگران و علاقه مندان در جهت شناخت ادبيات دفاع مقدس و فرهنگ آن در زمينه ي  تحليل عنصر داستاني شخصيت و شخصيت پردازي در داستان هاي كوتاه دفاع مقدس مفيد واقع شود .

3.  با توجه به محدود بودن متون و پژوهش هاي انتقادي در زمينه ي ادبيات داستاني جنگ ، اين پژوهش پاسخي به يكي از نيازهاي ادبيات داستاني دفاع مقدس و ارايه ي ارزش هاي مقدس آن خواهد بود .

بارونیان دراین اثر زوایای تازه ای از زیبایی های داستانی دفاع مقدس راروایت کرده است.

 

ضمناً لازم به ذكر است كه نشست تخصصي نقد و بررسي كتاب « شخصيت پردازي در       داستان هاي كوتاه دفاع مقدس » روز دوشنبه 11/9/87 ساعت : 30/16 با حضور اساتيد دانشگاه ، منتقدان و پژوهشگران ادبيات داستاني از جمله : دكتر محمد رضا سنگري ، دكتر نورالله مرادي نوروزي ، علي اصغر شيرزادي ، بلقيس سليماني ، حسن بارونيان ، علي شجاعي صائين ، محمد قاسم فروغي ، مسعود امير خاني  و حسين نصرالله زنجاني به دعوت و ميزباني سراي اهل قلم و خانه كتاب ايران با حضور ساير اهالي كتاب و كتابخواني و علاقه مندان ادبيات داستاني به ويژه ادبيات دفاع مقدس در تهران برگزار گرديد .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 23:15  توسط ایذه ای  | 

صادق اکبری

فرصتهاي سرمايه گذاري و تامين مالي طرحهاي اقتصادي

 

 

استقرار يك كشور در وضعيت و شرايطي كه اقتصاد دانان و صاحبنظران توسعه آن را" توسعه " مي دانند نيازمند يك مجموعه الزاماتي است كه برخي شرط لازم و تعدادي شرط كافي محسوب مي شوند.افزايش در حجم سرمايه گذاري به عنوان يكي از متغيرهايي محسوب مي شود ،كه شرط لازم تلقي مي گردد.اقتصاد دانان كلاسيك معتقد هستند،سرمايه عنصر اصلي تعيين كننده اي است كه مي تواند كار ايجاد كند و نيروي كار با سرمايه به حركت در مي آيد .متخصصين توسعه هم بر اين باور ند،فقدان انباشت سرمايه و سرمايه گذاري به علت فقر است و تمام كشورهايي كه امروزه نسبتا توسعه يافته اند،دوره اي از شتاب سريع را تجربه كرده اند كه در آن ميزان سرمايه گذاري خالص آنها از 5 درصد و يا كمتر به 12 درصد و يا بيشتر تغيير يافته است.

روشن شدن اين موضوع اهميت دارد كه وقتي سرمايه افزايش مي يابد،آن دسته از عوامل توليدي هم كه لازم است با سرمايه همكاري كنند،بايد افزايش يابند.به عبارت ديگر پيش شرط هاي نهادي ،سياسي و اجتماعي هم براي توسعه وجود دارد كه بايد برآورده شوند.

براي اينكه انباشت سرمايه در يك اقتصاد رو به توسعه با هدف افزايش سرمايه گذاري انجام گيرد،ضرورت دارد ،سرمايه مورد نياز از منابع داخلي يا منابع خارجي تامين مالي شود.

بي تعادلي داخلي در وضعيت اقتصاد كلان يك كشور يا وجود شكاف در نحوه استفاده از منابع ،به بروز بي تعادلي خارجي در تراز پرداخت ها يعني شكاف در وضعيت ارز خارجي منجر مي شود .شكاف نرخ ارز خارجي بايد به وسيله جريان ورودي سرمايه خارجي به طريق كمكهاي عمراني رسمي،وام از بانك هاي تجاري و يا سرمايه گذاري خصوصي خارجي تامين شود.

خوشبختانه كشور مسير توسعه خود را يافته است و براي تداوم و استحكام بخشي به استخوان بندي پيكره توسعه نيازمند تامين مالي فراوان از كليه منابع داخلي و خارجي است. بنابراين براي تامين مالي طرح ها و پروژه هاي توسعه اي كشور لازم است علاوه بر تامين مالي از منابع داخلي از منابع خارجي نسبت تامين مالي طرحهاي زير بنايي و اقتصادي كه اجراي آنها لازمه توسعه كشور است ،بهره گرفته شود.سرمايه ها امروزه به راحتي از كشوري به كشور ديگر انتقال مي يابند و نكته عمده و اصلي مورد توجه آنها كسب سود و بازدهي بيشتر است.كشور ايران به واسطه فرصت ها و مزيت هاي فراوان در كليه بخش ها و بويژه بخش هاي نفت،گاز،پتروشيمي،صنعت و معدن و ساير بخش هاي توليدي براي صاحبان سرمايه بسيار جذاب است.علاوه بر بخش هاي صنعتي ،حوزه گردشگري نيز امروزه مورد اقبال فراوان قرار گرفته است و طبيعت هاي بكر مورد توجه زياد گردشگران است.

مهم ترين سهم سرمايه گذاري خارجي براي كشور ايجاد صرفه هاي خارجي است.سرمايه گذاري خصوصي خارجي علاوه بر اينكه براي كشور سرمايه و ارز فراهم مي سازد،همچنين  مي تواند در انتقال توانايي هاي مديريتي ،دانش فني،سازماندهي اداري ، بازاريابي جهاني براي توليدات و تحرك بخشي به بخش هاي توليدي مشابه داخلي ،كاهش قيمت و توسعه صادرات و حضور در بازار هاي بين المللي را به ارمغان مي آورد.

سرمايه گذاري ها در مناطق و سرزمين ها اتقاق مي افتند و ضرورت دارد مناطق آمادگي ها و شرايط اوليه لازم براي جذب سرمايه گذاري داشته باشد.خوشبختانه سياستگذاران و قانون گذاران توجه ويژه اي به مناطق محروم دارند و امتيازات و معافيت هاي خوبي براي اين مناطق در نظر گرفته اند.از آنجا كه شهرستان ايذه و باغملك جزو مناطق محروم هستند مي توانند از اين مزايا در جذب سرمايه ها بهره گيرند.

در سطح ملي سازمان سرمايه گذاري و كمكهاي اقتصادي و فني ايران ماموريت و رسالت آن كمك به مناطق و نهادهاي محلي و استاني از يكسو و همچنين سرمايه گذاران و صاحبان سرمايه از سوي ديگر است.

اقدامات قابل انجام

1- سازمان سرمايه گذاري مي تواند طرح هاي اقتصادي كه داراي طرح توجيهي اقتصادي و فني مناسب باشند را به سرمايه گذاران بين المللي و خارجي معرفي نمايد و شريك خارجي براي سرمايه گذاران داخلي پيدا نمايد.

2-شركتها و مراكز كارآفريني مي توانند طرح خود براي توسعه كار را در چارچوب هاي سازمان تهيه و ارايه نمايند و سازمان سرمايه گذاري از موسسات مالي بين المللي براي آنها وام تدارك ببيند.

3-بانك توسعه اسلامي از ظرفيت هاي زيادي براي كمك به فعاليت هاي سرمايه گذاري و اقتصادي         بر خوردار است و سازمان سرمايه گذاري به نيابت از دولت در آن عضويت دارد و امادگي دارد طرح هاي توسعه اي را براي تامين مالي به آنجا معرفي نمايد.

4-بانك جهاني نيز به عنوان يكي از موسسات مالي بين المللي كه اين در آن عضويت دارد هرساله به اعضا مطابق طرح ها و درخواست هاي ارايه شده با توجه به سقف وام هر كشور طرح هاي آن را تامين مالي مي نمايد. اين ظرفيت خوبي باري منطقه ايذه و باغملك است.

مناسفانه علي رغم و جود اداره كل هماهنگي امور اقتصادي در استانداري از ظرفيت هاي مذكور در سطح استان و مناطق محروم آن بخوبي بهره گرفته نشده است.

ايجاد يك دفتر مستقل و همچنين بهره گيري از ظرفيت دستگاههاي استاني و شهرستاني براي معرفي فرصتهاي سرمايه گذاري در قالب چارچوب هاي بين المللي مي تواند مشكل تامين مالي طرح هاي توسعه اي شهرستان ايذه و باغملك را برطرف نمايد و زمينه ايجاد اشتغال و توسعه آن را فراهم نمايد.

 



[1] - مشاور سازمان سرمايه گذاري و كمكهاي اقتصادي و فني ايران و دبير اجرايي كارگروه اقتصادي و بازرگاني شورايعالي امور ايرانيان خارج از كشور

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 23:13  توسط ایذه ای  | 

سیروس موسوی

نيم قرن تغييرات جمعيتي در منطقه ايذه و باغ‌ملک



سرشماري سال 1385، پنجمين سرشماري عمومي نفوس و مسکن در کشور است که با فاصله 10 ساله انجام مي‌شوند. در اين سرشماري‌ها بسياري از خصوصيات کمي اجتماعي و اقتصادي کشور گردآوري مي‌شود. بخشي از داده‌هاي گردآوري شده درباره شهرستان‌هاي ايذه و باغ‌ملک است که بيانگر تحولات اجتماعي و اقتصادي در اين منطقه از استان خوزستان است. اين شهرستان‌هاي در منطقه كوهستاني شرق استان خوزستان قرار دارند و به دليل سابقه طولاني ارتباطات اجتماعي و اداري جامعه و سکونتگاه‌هاي آنها با يکديگر از همگني خاصي براي تعريف يک منطقه برخوردارند. شهرستان‌هاي ايذه و باغ‌ملک تا سال 1368 يک شهرستان به نام ايذه محسوب مي‌شدند و پس از آن شهرستان باغملک در محدوده بخش جانکي سابق مستقل گرديد. اين شهرستان‌ها در دهه هاي گذشته تحولات جمعيتي خاصي را تجربه كرده اند که ريشه در مسائل اجتماعي و اقتصادي منطقه يادشده و كل استان خوزستان دارد. كاهش اشتغال در روستاها، افزايش تمركز خدمات و فعاليت هاي اقتصادي در شهرهاي ايذه و باغ ملك و ساير شهرهاي استان، وقوع جنگ و افزايش تعداد شهرها مهمترين عوامل مؤثر در تحولات و جابجايي‌هاي جمعيتي اين منطقه از خوزستان بوده است. وجود اطلاعات دقيقي از 5 دوره سرشماري عمومي نفوس و مسكن درباره روستاها و شهرهاي منطقه امكان بررسي اين تحولات را فراهم آورده است. بر اساس اين بررسي امكان پيش بيني روندهاي آتي در تحولات فضايي جمعيت نيز وجود دارد


تحولات جمعيت در استان خوزستان

بررسي تغييرات جمعيت و تعداد شهرهاي استان خوزستان در 5 دهه گذشته نشانگر نقاط عطفي مرتبط با گسترش صنعت نفت و جنگ تحميلي در تحولات شبکه شهري خوزستان است. تحولات نقش اقتصادي استان پس از استخراج نفت و توسعه فعاليت‌هاي نفتي منجر به بالا رفتن نسبت شهرنشيني استان از سطح متوسط کشور در سال 1335 و داشتن جايگاه دوم پس از تهران و فاصله‌اي فاحش با سومين استان (اصفهان با 3/43 درصد) شد. اين رويداد تا سال 1355 نيز که استان در جايگاه چهارم پس از استان‌هاي تهران، اصفهان و يزد قرار مي‌گيرد، مؤثر بوده است. مهاجرت درون و برون استاني به شهرهاي نفتي عامل اصلي افزايش نسبت شهر نشيني در استان بود. کاهش نسبت جمعيت روستايي در کل جمعيت استان نتيجه توجه به شهرها و تمرکز مراکز خدماتي و عملکردهاي اقتصادي اشتغال‌زا در آنهاست. اين وضعيت تا حدودي شبکه سکونتگاهي شهرستانهاي ايذه و باغ‌ملک را نيز تحت تأثير قرار داده است.

وقوع جنگ تحميلي که موجب جابجايي جمعيت شهري و روستايي مناطق مرزي استان خوزستان در غرب به سمت مناطق شرقي استان و ساير بخش‌هاي کشور شد، موجب تحولات جمعيتي شگرفي در شهرستانهاي شرقي استان خوزستان گرديد. اين مناطق به دليل امنيت نسبي بيشتر، پذيراي سيل مهاجرين جنگي بوده اند. تأثيرات اين جابجايي‌ها در سرشماري سال 1365 با افزايش شديد جمعيت اين مناطق امن‌تر و در سال 1375 با رشد کندتر جمعيت آشکار شده است.


تحولات جمعيت در منطقه ايذه و باغ‌ملک

اين دو شهرستان در سال 1335 که نخستين اطلاعات دقيق جمعيتي از طريق سرشماري عمومي نفوس و مسکن کشور گردآوري شد، بخشي از شهرستان‌هاي مسجد سليمان و رامهرمز بودند و حدود 100963 نفر جمعيت داشتند. در اين سال همه جمعيت در روستاها يا مناطق عشايري زندگي مي‌کردند. 10 سال پس از آن در سال 1345 جمعيت اين دو شهرستان با 8/0 درصد رشد به 127955 نفر افزايش يافت که 5115 نفر آنها در نقطه شهري جديد ايذه سکونت داشتند. در اين سال نيز جمعيت روستايي 96 درصد جمعيت شهرستان‌ها را تشکيل مي‌داد. از سال 68 تا کنون با افزايش جمعيت شهرهاي اصلي ايذه و باغ‌ملک و تعداد شهرهاي اين دو شهرستان، نسبت جمعيت شهري در ترکيب جمعيت اين شهرستان‌ها فزوني يافت ولي همچنان تا سال 1385، جمعيت روستايي بيش از نيمي از جمعيت شهرستان‌ها را تشکيل مي‌دهد. در سال 1365 جمعيت منطقه به 210686 نفر افزايش يافت که رشدي برابر 3/4 درصد داشته است. اين رشد نتيجه مهاجرت ناشي از جنگ و نا امني در مناطق غربي استان است. 10 سال پس از آن، جمعيت اين منطقه با رشد کندتر به حدود 262 هزار نفر افزايش يافت. در سال 1385 نيز با کاهش بيشتر نرخ رشد جمعيت، اين منطقه 299 هزار نفر را در خود جاي داده‌ا‌ست. نمودار ( 1 ) تغييرات جمعيتي دو شهرستان مورد نظر در طول 5 دهه گذشته را نشان مي‌دهد. بر اساس اين نمودار سال 1365 نقطه عطفي در افزايش جمعيت اين شهرستان‌ها بود. اين افزايش ريشه در تحولات ناشي از جنگ تحميلي در غرب استان و مهاجرت وسيع از شهرها و روستاهاي غرب استان به اين شهرستان‌ها دارد.


 

 

نمودار ( 1 ). تغييرات جمعيت شهرستان‌هاي ايذه و باغ‌ملک بين سال‌هاي 1335 تا 1385



نسبت شهرنشيني در منطقه

شهرنشيني يکي از شاخص‌هاي سنجش سطح توسعه يافتگي اجتماعي است و استان خوزستان در طول دهه‌هاي گذشته به مدد استخراج نفت و گسترش صنايع نفت در شهرهاي آن با افزايش جمعيت شهري مواجه بوده است. بالا بودن نسبت شهرنشيني در استان عمدتاً مربوط به شهرستان‌هاي دربرگيرنده تأسيسات استخراج يا فرآوري و پالايش نفت نظير مسجد سليمان، آبادان و اهواز است. شهرستان‌هاي ايذه و باغملک تا سال 1385 جمعيت شهري اندکي داشتند. به گونه‌اي که شهرستان ايذه در اين سال با بيشترين ميزان جمعيت شهري حدود 55 درصد جمعيت شهري داشت. اين ميزان در شهرستان باغملک حدود 27 درصد بود. با وجود اين 5 شهر ايذه، باغملک، قلعه‌تل، دهدز و صيدون شبکه شهري محلي اين منطقه از استان خوزستان را تشکيل مي‌دهند. اين شهرستان‌ها تا سال 1375 با برتري جمعيت روستايي شناخته مي‌شدند. در اين سال که نتايج تحولات فضايي جمعيت در طول جنگ آشکار شد، نسبت جمعيت شهري به شدت افزايش يافت. در اين سال نسبت شهرنشيني کل منطقه 37 درصد بود که در مقايسه با سال 1365 (27 درصد) و 1355 (7 درصد)، رشد بالايي را نشان مي‌دهد. نسبت شهرنشيني در منطقه در سال 1385 به 48 درصد افزايش يافت که به تفکيک شهرستان يکسان نبوده است. در اين سال نسبت شهرنشيني در شهرستان ايذه حدود 4/55 درصد و در شهرستان باغ‌ملک حدود 1/34 درصد بود. افزايش نسبت شهرنشيني در منطقه نتيجه مهاجرت روستائيان به شهرها و افزايش تعداد شهرها است.

در منطقه مورد بررسي 5 شهر وجود دارد که دو شهر ايذه و دهدز در شهرستان ايذه و سه شهر باغ‌ملک، قلعه‌تل و دهدز در شهرستان باغ‌ملک قرار دارند. اين شهرها مجموعاً در سال 1385، 143812 نفر جمعيت داشتند که 48 درصد جمعيت کل منطقه و 5 درصد جمعيت شهري استان خوزستان را تشکيل مي‌دادند. نمودار ( 2 ) جمعيت شهرهاي منطقه را در سال 1385 نشان مي‌دهد.

نمودار ( 2 ). نسبت جمعيت شهرهاي منطقه در سال 1385 به کل جمعيت شهري منطقه



تغييرات جمعيت شهري منطقه

قديمي ترين شهر در منطقه، ايذه است که در سال 1337 به درجه شهر ارتقاء يافت. جمعيت اين شهر در سال 1345 حدود 5115 نفر بود که در سال 1365 با 2/7 درصد رشد به 10257 نفر افزايش يافت. بيشترين رشد جمعيت اين شهر در سال 1365 با ميزان 2/16 درصد در دهه منتهي به سال 1365 بود که مصادف با وقوع جنگ است. در اين سال جمعيت اين شهر به 46042 نفر افزايش يافت.پس از آن جمعيت شهر ايذه با رشد کمتر افزايش يافت. جمعيت اين شهر در سال 1375 برابر 81288 نفر و در سال 1385، 104364 نفر بود. شهر مهم ديگر در اين منطقه باغ‌ملک است که در سال 1362 به درجه شهري ارتقاء يافت و در سال 1365 حدود 10315 نفر جمعيت داشت. بيشترين رشد جمعيت اين شهر در سال 1355 که هنوز روستا و مرکز بخش جانکي بود به وقوع پيوست. اين رشد در سال 1365 نيز تداوم يافت. پس از آن جمعيت شهر باغ‌ملک با رشد کمتر ادامه يافت تا در سال 1385 به 21222 نفر رسيد. تغييرات جمعيتي شهرهاي ايذه و باغ‌ملک در نمودار ( 3 ) نمايش داده شد.


 

 

تغييرات جمعيت شهري

تغييرات نرخ رشد جمعيت شهري

نمودار ( 3 ). تغيرات جمعيت شهري در شهرستان‌هاي ايذه و باغ‌ملک


ساير شهرهاي منطقه پس از سال 1380 وارد دوره حيات شهري خود شدند. اين شهرها کانون خدماتي و عملکردي برتر منطقه روستايي اطراف خود هستند و افزايش جمعيت آنها، نتيجه تخليه روستاهاي اطراف و جذب جمعيت آنها است. شهر قلعه تل با 8610 نفر، صيدون با 5748 نفر و دهدز با 3868 نفر جمعيت در سال 1385 ديگر شهرهاي اين منطقه هستند.

تغييرات جمعيت شهري در سطح منطقه از دو پديده مهاجرت روستا به شهر در سطح منطقه و مهاجرت از مناطق غربي استان در طول جنگ تحميلي ناشي مي‌شود. پديده نخست همواره وجود داشته و در دهه‌هاي اخير شدت بيشتري گرفته است. اين شتاب نتيجه کاهش اشتغال در روستاها و افزايش جاذبه‌هاي زندگي در شهرهاي ايذه و باغملک و ساير شهرهاي منطقه است. پديده دوم نتيجه وقوع جنگ تحميلي و کاهش امنيت زيست در روستاها و شهرهاي غرب استان خوزستان و امنيت بيشتر شهرهاي شرق استان است. نتايج مهاجرت ناشي از جنگ در سرشماري سال 1365 مشخص شده است.


کشش‌پذيري جمعيتي شهرهاي شبکه

شهرها متناسب با فرصت‌هايي که براي سکونت انسان‌ها فراهم مي‌کنند مي‌توانند جمعيت خود را نگهدارند و نيز جمعيتي که از يک مبدأ سکونت به سمت مقصد سکونتي بهتري سير مي‌کنند، جذب کنند. توفيق شهرها در اين زمينه مرهون زيرساخت‌هاي اجتماعي، اقتصادي و خدماتي و رفاهي موجود در آن شهر است. در شبکه‌هاي شهري، برخي شهرها مقصد مهاجرين از ساير سکونت‌گاه‌هاي شهري و روستايي هستند و برخي ديگر حتي نمي‌توانند جمعيت خود را نگهدارند. بررسي وضعيت و توان شهرها در نگهداشت يا جذب جمعيت مي‌تواند به شناخت شهرهاي پر و کم جاذبه در شبکه شهري بيانجامد اين بررسي و تحليل از طريق رابطه کشش‌پذيري جمعيتي شهرها انجام مي‌شود. در اين رابطه ميزان رشد جمعيت شهري هر يک از شهرها در مقايسه با کل رشد جمعيت در يک منطقه مشخص محاسبه مي‌شود. ميزان ضريب کشش‌پذيري جمعيتي شهرهاي استان خوزستان در دوره‌هاي زماني مختلف تغييرات ويژه‌اي را نشان مي‌دهد که از بروز جنگ تحميلي و جابجايي‌هاي وسيع و عظيم جمعيت در درون استان و يا به خارج از استان نشأت گرفته است. نمودار ( 4 ) بيانگر وضعيت كشش‌پذيري جمعيتي شهرهاي استان در دوره‌هاي زماني مختلف است که شهرهاي ايذه و باغ‌ملک را نيز در بر مي‌گيرد. بيشترين کشش‌پذيري جمعيت شهرهاي ايذه و باغ‌ملک مربوط به دهه 1355 تا 1365 است که نتايج آن در سرشماري‌هاي سال‌هاي 1365 آشکار شده است.

 


 

توجه به اين نمودار نشان مي‌دهد كه شهرهاي اهواز، آبادان، بستان، بندر ماهشهر و اروند كنار در سال‌هاي منتهي به 1365 به دليل وقوع جنگ و مهاجرت جمعيت و نبود فرصت براي جذب جمعيت با تخليه جمعيت مواجه بودند. اين شهرها در اين دوره فاقد كشش جمعيتي بودند. بر عكس ساير شهرهاي استان همواره داراي كشش جمعيتي بودند. هرچند كه در مقايسه با شهرهاي پيش‌گفته قابل ملاحظه نيستند. بيشترين كشش جمعيتي بسياري ديگر از شهرها در دوره منتهي به سال 1365 كه مصادف با پايان جنگ است، مشاهده مي‌شود. اين تفاوت ريشه در مهاجرت جمعيتي از شهرهاي مرزي و غربي استان به شهرهاي كوچك در ساير بخش‌هاي امن‌تر استان دارد.


نتيجه‌گيري

بررسي تغييرات جمعيتي شهرستان‌هاي ايذه و باغ‌ملک در 5 دوره سرشماري عمومي نفوس و مسکن کشور در 5 دهه گذشته نشان دهنده اهميت مهاجرت‌هاي روستا شهري و مهاجرين جنگي در تحولات فضايي جمعيت در اين منطقه است. نتايج اين تأثيرات در افزايش جمعيت شهري و تعداد شهرهاي منطقه تبلور يافته است. پس از پايان جنگ و کاهش مهاجرت فرا منطقه‌اي به شهرهاي مورد بررسي سبب کند شدن شتاب افزايش جمعيت شده است. به‌گونه‌اي که در سال‌هاي پس از جنگ، ميزان نرخ رشد جمعيت شهرها کاهش شديدي نسبت به قبل داشته و به احتمال زياد در آينده نيز تداوم خواهد يافت. اين ميزان رشد سير طبيعي حرکات جمعيت است و با کاهش تأثيرات بحران جنگ، اين آهنگ طبيعي در آينده ادامه خواهد داشت. با توجه به نمودار ( 1 ) که تغييرات نرخ رشد جمعيت را در منطقه نشان مي‌دهد، افزايش جمعيت در منطقه در آينده، آهنگ طبيعي خواهد داشت و افزايش جمعيت نتيجه حرکت جمعيت بين روستاها به شهرها و رشد طبيعي جمعيت شهرها خواهد بود.

دکتر سیروس موسوی


+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 20:40  توسط ایذه ای  | 

کارون

تأثيرات سد کارون 3 بر محيط پيراموني

 

موقعيت‌ جغرافيايي‌ ايران‌ به‌ لحاظ شرايط محيط طبيعي‌ و آب‌ و هوايي‌ به‌ گونه‌ اي‌ است‌ كه‌متوسط بارندگي‌ آن‌ كمتر از متوسط بارندگي‌ سالانه‌ جهان‌ است‌. علاوه‌ بر كمبود بارش‌، توزيع‌نامتناسب‌ زماني‌ و مكاني‌ آن‌ نيز باعث‌ بروز مشكلاتي‌ در كشور شده‌ است‌. به‌ گونه‌ اي‌ كه‌ توجه‌ به‌ مهار آب‌ براي جلوگيري‌ از بروز سيل‌ در يك‌ منطقه‌ و انتقال‌ آب‌ به‌ منطقه‌ اي‌ ديگربراي‌ مقابله‌ با خشكسالي‌ را ضروري‌ ساخته‌ است. از دير باز روشهاي‌ مختلفي‌ براي‌ بهره‌ برداري‌ و استفاده‌ از منابع‌ آب‌ وجود داشته‌ كه‌ احداث‌ سد يا بند يكي‌ از اين‌ روشها است.

 "اگرچه‌ احداث‌ اين‌ بندها و نگهداشت‌ آب‌ براي‌ مواقع‌ ضروري‌ به‌ خصوص‌ در فصل‌ خشكسالي‌مورد استفاده‌ قرار مي‌گرفته‌ است‌ اما تاثيرات‌ مثبت‌ و منفي‌ متعددي‌ را نيز در حوزه‌ پيراموني‌ خود به‌ جاي‌مي‌گذارد. دامنه‌ رشد و توسعه‌ تكنولوژي‌ و فن‌ آوري‌ در عصر امروز گذر از روشهاي‌ سنتي‌ و دستيابي‌ به‌روشهاي‌ فني‌ و مدرن‌ را نيز براي‌ ايجاد چنين‌ سدهايي‌ فراهم‌ نموده‌ است‌ به‌ گونه‌ اي‌ كه‌ در حال‌ حاضرسدسازي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ فن‌ و تخصص‌ مطرح‌ شده‌ است‌".

سد كارون‌ 3، يكي‌ از پروژه‌ هاي‌ عظيم‌ ملي‌ كشور است‌ كه‌ برنامه‌ ريزي‌ و انجام‌مطالعات‌ آن‌ به‌ سال‌ 1340 باز مي‌گردد. مانند ديگر برنامه‌ ها و فرايندهاي‌ توسعه‌‌اي،‌ بخش‌ عمده‌ اي‌ از جمعيت‌ كشور در سطوح‌ ملي، منقطه‌ اي‌ و محلي‌ تحت‌ تاثير پيامدهاي‌ مختلف‌ مثبت‌ و منفي‌ اين سد قرار مي‌گيرند. در اين‌ اثرات‌ و پيامدهاي‌ مثبت‌ و منفي‌ احداث‌ سد كارون‌ 3 به‌ عنوان‌ يك‌ پروژه‌ ملي‌ در سطح‌ منطقه‌تحليل‌ شود.

 

موقعيت‌ جغرافيايي‌ و اقليمي‌

رودخانه‌ كارون‌ با طول‌ 950 كيلومتر پرآب‌ ترين‌ و پس‌ از رودخانه‌ كرخه‌ طويل‌ ترين‌ رود ايران ‌است‌. وسعت‌ حوزه‌ آبريز آن حدود 60000 كيلومترمربع‌ است‌ و از زردكوه‌ بختياري‌ در رشته‌كوه‌هاي‌ زاگرس‌ سرچشمه‌ ميگيرد. اين رودخانه در مسير طولاني خود با دريافت آب رودخانه‌هاي گوناگوني نظير بهشت‌ آباد، دوآب‌، بازفت‌ و خرسان‌، پس‌ از عبور از مناطق‌كوهستاني‌ و پرپيچ‌ و خم‌ در منطقه‌ گتوند وارد دشت‌ خوزستان مي‌شود و در منطقه‌ بند قير پس‌ از اتصال‌ به رودخانه‌ دز به‌ سمت‌ اهواز حركت‌ مي‌کند و در خرمشهر به‌ اروند رود مي‌پيوندد و به خليج‌ فارس‌ مي‌ريزد. بطور كلي‌ ميزان‌ بارندگي‌ سالانه‌ حوضه‌ آبريز كارون‌ در پل‌ شالو 620ميلي‌ متر است‌ و 16000 كيلومتر در حوضه‌ آبريز بالادست‌ محل‌ سد برفگير مي‌باشد. دبي‌ متوسطجريان‌ آب‌ در پل‌ شالو 302 متر مكعب‌ بر ثانيه‌ و در شهر اهواز 727 مترمكعب‌ بر ثانيه‌ و حداكثر سيلاب‌متحمل‌ در محل‌ طرح‌ عمراني‌ كارون‌ سد معادل‌ 22400 مترمكعب‌ بر ثانيه‌ برآورده‌ گرديده‌ است‌. فاصله‌سد تا مصب‌ رودخانه‌ 610 كيلومتر و تا شهرايذه‌ 28 كيلومتر مي‌باشد. نزديكترين‌ سد و مخزن‌ آبي‌همجوار سد كارون‌ 3 با 120 كيلومتر فاصله‌، سد شهيد عباسپور است‌. (شركت‌ آب‌ و نيروي‌ ايران)

 

حوزه‌ رودخانه‌ كارون‌ از ديرباز بعنوان‌ مهمترين‌ منبع‌ توليد انرژي‌ الكتريكي‌ كشور مورد شناسايي‌قرار گرفته‌ است‌. آغاز مطالعات‌ مربوط به‌ بهره‌ برداري‌ از پتانسيل‌ برق‌ آبي‌ حوزه‌ رودخانه‌ كارون‌ به‌ دهه‌1340-50 برمي‌ گردد. در آن‌ زمان‌ شركت‌ مهندسي‌ بين‌ المللي‌ هارزا (آمريكايي‌) همراه‌ با شركت ‌فرمانفرمائيان،‌ پتانسيل‌ عظيم‌ برق‌ آبي‌ اين‌ منطقه‌ را شناسايي‌ كرد. به‌ دنبال‌ اين‌ مطالعات‌ اجراي‌ طرح‌ عظيم‌ سد و نيروگاه‌ شهيد عباسپور با ظرفيت‌ نصب‌ شده‌ 1000 مگاوات‌ آغاز و در سال‌ 1355 اين‌ طرح‌راه‌ اندازي‌ شد. از آن‌ پس‌ دو پروژه‌ مخزن‌ كارون‌ 2 و 3 و سپس‌ كارون‌ 4 مورد مطالعه‌ قرار گرفت‌. در سال‌ 1357 شركت‌ مهندسي "عمران‌ منابع‌ ارضي‌ و آب" به همراه‌ شركت‌ بين‌ المللي‌ ايكرز(كانادائي‌) براي انجام مطالعات‌ توجيهي‌ پروژه‌ كارون‌ 3 تعيين‌ گرديدند. اين‌ مطالعات‌ تا سال‌1368 به‌ همان‌ روش‌ دنبال‌ شد و از آن‌ زمان‌ ادامه‌ مطالعات‌ و اجراي‌ فاز دوم‌ طرح‌ عمراني‌ كارون‌ 3 به‌شركت‌ تضامني‌ مهندسي‌ مشاور مهاب‌ قدس و ايكرز كه‌ يك‌ مشاركت‌ ايراني‌ كانادايي‌ است‌ واگذار گرديده ‌است‌.

 

 اثرات‌ و پيامدهاي‌ احداث‌ سد كارون‌ 3

اثرات سد کارون 3 در سه حوزه گردشگري، اقتصادي و اجتماعي قابل بررسي هستند. در اين حوزه‌ها آثار مثبت و منفي گوناگوني ايجاد شده است.

 

اثرات‌ احداث‌ بر گردشگري‌ و ميراث‌ فرهنگي‌ منطقه‌

منطقه‌ پيراموني سد از ديرباز محل‌ سكونت‌ جوامع‌ بشري‌ بوده‌ است و آثار به‌ جاي‌ مانده‌ به‌ شكل‌ كتيبه‌، نقش‌ برجسته‌ متعلق‌ به‌ سدهاي‌اسلامي‌ و حتي‌ پيش‌ از تاريخ‌، گواه اين حقيقت است. احداث‌ سد كارون‌ 3 و ايجاد درياچه‌ اي‌ به‌ طول‌ 55 كيلومتر و مساحت‌ 48 كيلومترمربع‌ در پشت آن، باعث‌ خلق‌ شرايطي‌ ‌گرديد كه‌ زمينه‌ جذب‌ گردشگران‌ به‌ خصوص‌ علاقمندان‌ به‌ گردشگري ‌طبيعي‌ را فراهم‌ مي‌نمايد. تنوع‌ گياهي‌ و جانوري‌ منطقه نيز به توسعه‌ اكوتوريسم‌ کمک مي‌کند. از جنبه‌ اقتصادي‌ اين‌ وجه‌ از ايجاد سد را مي‌توان‌ مثبت‌ تلقي‌ نمود. اما وجود آثار تاريخي‌ و ميراث‌ فرهنگي‌ از سده‌ هاي‌ گذشته‌ نيز نيازمند حمايت‌ و حفاظت‌ مي‌باشد. سنگ‌ نوشته‌ ها، نقش‌ برجسته‌ ها و قبرستانهاي دوره‌ اسلامي‌ و ساير آثار تاريخي‌ در مطالعه‌ انجام‌ شده‌ از سوي‌ جهاددانشگاهي‌ تهران‌ در اين‌ منطقه‌ بسيار فراوان‌ هستند.

پيامدهاي‌ اقتصادي‌

انجام‌ طرحهاي‌ عظيم‌ ملي‌ مانند سد كارون‌ 3 داراي‌ اثرات‌ اقتصادي‌ فراوان‌ مستقيم‌ وغيرمستقيم‌ بر اقتصاد محلي‌، منطقه‌ اي‌ و ملي‌ است‌. جنبه‌ ها و ابعادي‌ كه‌ پس‌ از احداث‌ سد به‌ صورت‌مسائل‌ اقتصادي‌ نماد مي‌يابد بسيار فراوان‌ است‌. اصولا عليرغم‌ اثرات‌ اجتماعي‌ و برخي‌ ناهنجاريهاي‌ناشي‌ از اجراي‌ چنين‌ پروژه‌ هاي‌ ملي‌ در يك‌ منطقه‌ مي‌توان‌ آنرا به‌ عنوان‌ اثرات‌ يك‌ پروژه‌ ملي‌ درسطح‌ منطقه‌ اي‌ و  محلي‌ برشمرد. جنبه‌ هاي‌ اقتصادي‌ شكل‌ غالب‌ در احداث‌ سدها مي‌باشد.

توليد انرژي‌ برق‌، تامين‌ آب‌ براي‌ اراضي‌ كشاورزي‌ و تغيير در الگوي‌ كشت‌ منطقه‌، جلوگيري‌ ازبروز سيلابهاي‌ مخرب‌ و خسارات‌ ناشي‌ از آنها را مي‌توان‌ به‌ عنوان‌ مهمترين‌ اهداف‌ اقتصادي‌ سدكارون‌ 3 قلمداد نمود.

در حوزه‌ بالادست‌ اين‌ سد 310 گونه‌ گياهي‌ وجود دارد و به‌ دليل‌ شرايط ميكروكليماي‌ ايجاد شده‌ناشي‌ از احداث‌ سد پرورش‌ زنبور عسل‌ كه‌ از جمله‌ فعاليتهاي‌ اقتصادي‌ اين‌ محدوده‌ است‌ با احداث‌ سدرونق‌ خاصي‌ خواهد گرفت‌.

تغيير در الگوي‌ كشت‌ و كشاورزي‌ در منطقه‌ نيز از منظر اقتصادي‌ بسيار حائز اهميت‌ است‌ چرا كه‌با احداث‌ اين‌ سد 5163 هكتار از اراضي‌ كه‌ قبلا به‌ صورت‌ ديم‌ كشت‌ شده‌ است‌ الگوي‌ آنها تغيير و به‌صورت‌ كشت‌ آبي‌ در خواهند آمد.

دامداري‌ و شيلات‌ نيز با احداث‌ سد رونق‌ مي‌يابد. مجموع‌ فعاليتهاي‌ اختصاصي‌ در بخش‌كشاورزي‌، باغذاري‌، دامداري‌، شيلات‌ و... به‌ دنبال‌ خود صنايع‌ تبديلي‌ را ايجاد خواهد نمود و اشتغال‌ ونوع‌ فعاليتهاي‌ غالب‌ در منطقه‌ را تحت‌ تاثير خود قرار خواهد داد. در مجموع‌ مي‌توان‌ آثار فراوان‌ مثبت‌در اثر احداث‌ سد كارون‌ را در منطقه‌ برشمرد كه‌ نسبت‌ به‌ آثار اقتصادي‌ منفي‌ آن‌ چه‌ در سطح‌ ملي‌،منطقه‌ اي‌ و محلي‌ ناچيز خواهد بود. (مطالعات‌، اقتصادي‌، اجتماعي‌ و طبيعي‌ حوزه‌ بالادست‌ سد كارون‌3، اقتصاد، 96). همچنين‌ ارزش‌ 200 ميليون‌ دلاري‌ توليد برق‌ از اين‌ سد را نيز به‌ عنوان‌ پيامدهاي‌ مهم‌و مثبت‌ اقتصادي‌ مي‌توان‌ قلمداد نمود كه‌ استفاده‌ و بهره‌ برداري‌ آن‌ به‌ كل‌ كشور مي‌رسد.

 پيامدهاي‌ زيست‌ محيطي‌

بررسي‌ اثرات‌ زيست‌ محيطي‌ احداث‌ سدهاي‌ بزرگ‌ بر محيط پيراموني‌ را مي‌توان‌ از دو منظرمورد بررسي‌ قرار داد:

-1 اثرات‌ احداث‌ سد بر روي‌ محيط زندگي‌ انسان‌ (اكولوژي‌ انساني‌)

-2 اثرات‌ احداث‌ سد بر روي‌ زيست‌ بومهاي‌ موجود در محدوده‌ بالادست‌ سد (اكولوژي‌ طبيعي‌)

مجموع‌ روستاها و مراكز مسكوني‌ كه‌ در حوضه‌ بالادست‌ در اثر احداث‌ سد دچار تغيير و تحول‌شده‌ اندرا مي‌توان‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از اثرات‌زيست‌ محيطي‌ سد كارون‌ 3 بر اكولوژي‌ انساني‌ منطقه‌ نام‌ برد.

همچنين‌ ايجاد مخزن‌ 2750 ميليون‌ متر مكعبي‌ كه‌ باعث‌ مستغرق‌ شدن‌ حداقل‌ 5000 هكتاراز اراضي‌ مي‌شود و ايجاد ميكروكليما در منطقه‌ و بهبود شرايط آب‌ و هوايي‌، فراهم‌ شدن‌ زمينه‌ هاي‌ رشدو گسترش‌ گونه‌ هاي‌ گياهي‌ و جانوري‌ موجود در حوزه‌ بالادست‌ مي‌تواند نقش‌ موثري‌ در تغييرات‌اكولوژي‌ طبيعي‌ در محدوده‌ بالادست‌ سد داشته‌ باشد.

پيامدهاي‌ كلي‌ ايجاد سد كارون‌ 3

 

 

 

 

-1 تغيير در شاخص‌ هاي‌ بهداشتي‌ به‌ خصوص‌ تقليل‌ در مرگ‌ و مير

-2 افزايش‌ درآمد

-3 احداث‌ جاده‌ هاي‌ جديد

-4 تغييرات‌ آب‌ و هوايي‌

-5 گسترش‌ صنايع‌ تبديلي‌

-6 گسترش‌ زمينه‌ هاي‌ شغلي‌ جديد

-7 توليد انرژي‌ برق‌ براي‌ اتصال‌ به‌ شبكه‌ سراسري‌ توزيع‌

-8 افزايش‌ راندمان‌ توليدات‌ كشاورزي‌ .

گردآورندگان:نسرین بشارتی-بانو داوری-اکرم ترکی

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 20:37  توسط ایذه ای  | 

حسن عزیزی

   

نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در توسعه  ی شهرهای ایذه وباغ ملک

توسعه شهری یکی از عوامل مهم در توسعه یک منطقه و در سطح وسیعتر توسعه شهرها ، توسعه کشور رابدنبال خواهد داشت . توسعه شهری در گرو توسعه  کالبدی شهر، شهرسازی ، نوسازی ، حمل ونقل درون شهری ، توسعه انسانی ، اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و زیست محیطی ، معابر و شبكه هاي دسترسي ، سطح فضاي سبز و .. است .

به عبارت دیگر توسعه شهر یعنی بکارگیری تمام توان ها و ظرفیت های بالقوه و بالفعل موجود در سطح شهر برای رسیدن به شهری پایدار و مشارکتی است ، که از طریق مشارکت فعال شهروندان محقق خواهدشد،که بامشارکت شهروندان تمامی ساختارهای اجتماعی ، کالبدی ، سیاسی و اقتصادی برای رسیدن به تعادل کیفی و کمی و پایدار ارتقاء می یابد ،ویا به عبارتی ساده شهری توسعه یافته که سرانه های مربوط به سطح فضای سبز ، سطح فضای های آموزشی ، بهداشتی و درمانی ، ورزشی ، امنیتی ، فرهنگی ، مذهبی و نظاير آن در حد استاندارد شاخص های اجتماعی – اقتصادی باشد .

براستی آیا تا کنون از خود پرسیده ایم که شهرهای ایذه ، باغملک ودیگر شهرهای بختیاری نشین با توجه به تعریف توسعه و شاخص های توسعه یافتگی چه جایگاهی دارند ؟ آیا میتوانیم این شهرها را جزء شهرهای توسعه یافته بنامیم ؟بی شک در یک نگاه اجمالی در کالبد شهری ایذه وباغملک  میتوان دریافت که علیرغم داشتن پتانسیلهای توسعه ولی متاسفانه فاصله زیادی با توسعه یافتگی دارند.

وقتی شهرهای ایذه و باغملک را باشهرهای استان اصفهان و یابرخی از شهرهای استان خودمان خوزستان  مقایسه می کنیم براحتی پی خواهیم برد که فاصله زیادی به لحاظ توسعه یافتگی وجود دارد. براستی علت ویا علتها را در کجا باید جستجو کرد ؟ چگونه میتوان به سمت توسعه یافتگی شهر گام برداشت ؟ وچه کسی یا نهادی مسولیت توسعه شهر را بعهده دارد ؟

همانطور که می دانیم به موجب قانون شهرداريها در محدوده‌اي جغرافيايي محل زندگی شهروندان تشكيل و وظايف گسترده اي از قبيل بهداشت، حمل و نقل، ايمني شهري، مبلمان شهري، معابر، نظافت و ... را بعهده دارند،بسیاری ازاین وظایف و ماموریتها بصورت مستقیم یا غیر مستقیم نقش عمده ای در توسعه شهر را ایفاء میکنند.

حال باید دید با وجود مدیریت شهری در این دو شهر بختیاری نشین که از لحاظ  جاذبه های تاریخی ، گردشگری یا جذب توریست از موقعیت فوق العاده ای برخوردار میباشند ، حتی میتوان گفت کالبد شهری این دو شهرهنوز با یک شهر متوسط خیلی فاصله دارند .

البته باید اذعان داشت تمام دلایل عدم توسعه یافتگی مدیریت شهری نیست چراکه گسترش بيش از پيش زندگي شهري و شهر نشيني و مشكلات متعدد جامعه شهري از يكسو و و ظايف بسيار زياد مدیریت شهري از سوي ديگر وبسیاری از مسائل مانند منابع مالی وسازمانی ،مسائل فرهنگی ، مشارکت شهروندان و... نقش بسزایی در توسعه یافتگی دارد.

 ولی بی شک با مطالعه در بسیاری از شهرهای خرد وکلان کشور در می یابیم که مدیریت شهری این دو شهر می بایست ‌برای توسعه شهری به بهره گیری از راهبرد ها و استفاده مفيد از ابزارها و تكنولوژي‌هاي نوين توچه جدی نموده ورویکرد جدیدی مبتنی بر بهره گیری از مدیریت علمی و بهره گیری از فناوریهای نوین در پیشبرد اهداف واجرای برنامه داشته باشند تا گام موثری در توسعه این دوشهر بردارند  .

یکی از تکنولوژیهای مهم پس از انقلاب بزرگ دیجیتالی و به خدمت گرفتن رایانه و شبکه های رایانه ای ،در هزاره سوم تکنولوژی فناوری اطلاعات وارتباطات است که با کاربردهای فراوان در تمام عرصه های زندگی بشر ورود پیدا کرده است  و سبب شد که شعار دهکده جهانی تحقق بخشد و جامعه جهانی را به جامعه جهانی اطلاعاتی مبدل سازد .

در کشورعزیزما ایران نیز دربرنامه های بلند مدت ، میان مدت و کوتا مدت از جمله اسناد بالا دستی مانند سند چشم اندازتوسعه کشورو برنامه پنج ساله در راستای اسفاده و بکارگیری بهینه این فناوری تاکید شده است و ازطرفی تقریبا زیر ساختهای لازم برای بسط وگسترش این صنعت بوجود آمده است .

بابررسیهای اجمالی در بسیاری از شهرهای توسعه یافته درکشور به سهولت در خواهیم یافت که در عمده این شهرها مدیریت شهری وسایرسازمانها ، نهادهای دولتی و خصوصی از فناوری اطلاعات و ارتباطات بهره جسته وبه سمت سازمان الکترونیکی وپیوستن به دولت الکترونیکی گامهای مهمی برداشته اند تا با جذب منابع مالی ، بهره گیری ومدیریت بهینه سایر منابع و جلب مشارکت مردمی زمینه های تحقق توسعه شهر وکشور را بوجود آورند.

امروزه اصطلاحاتی مانند دولت الکترونیکی ، شهر الکترونیکی ، شهرداری الکترونیکی ،شهروند الکترونیکی  در فرهنک محاوره عامه مردم بکار برده میشود که حکایت ازکاربردهای فراوان فناوری اطلاعات وارتباطات در زمینه های مختلف از جمله امور اداری ، سیاسی ، اجتماعی ، فرهنکی ، اقتصاد و... را دارد.

بنابراین تردیدی نداریم که صنعت فناوری اطلاعات وارتباطات نقش عمده ای در توسعه دارد واز جهتی شاید یکی از شاخصهای توسعه نیزبشمار آید ، پس برای اینکه ما بتوانیم در شهرهای ایذه وباغملک گام اول را در مسیر توسعه این دو شهربرداریم مدیریت شهری وسایر مدیریتهای مربوطه ناچارند که زیر ساختهای مناسب توسعه را فراهم سازند ، اگر برخی از علل وعوامل توسعه یک شهر را فرهنگسازی ، شفاف سازی ، جلب مشارکت مردمی ، جذب وتوزیع منابع ،شناخت کالبد شهری واطلعات مکانی وتوصیفی ، كمك به توزيع بهينة جمعيت،تأسيسات و خدمات رفاهي در گسترة شهري به منظور دستيابي به عدالت اجتماعي ،حركت در جهت ساماندهي ساختار اقتصادي كانونهاي شهري ، توجهات و خواسته‏ها،‌استراتژيها و سياستها از طريق روشهاي علمي ر ارائه راهكارهاي بهينة شهرسازي و با برنامه‏ريزي منطقه‏اي و ملي ،شناخت مشكلات و بهينه يابي شاخصهاي توسعة شهري تهیه وتدوین طرح تفضیلی وطرح جامع  متناسب ،و... بدانیم بدون درنگ باید جمع آوری آمار واطلاعات ونهایتا دسته بندی ، تجزیه وتحلیل را به کمک بخوانیم تا از طریق امكان سنجي نیازسنجی ، برنامه ریزی ،سیاستگزاری واجرای صحیح اهداف وبرنامه ها زمینه های توسعه را در این دو شهر فراهم آوریم .

از طرفی ارائه کلیه خدمات ، انجام کلیه امور وسایرفعاليتها ازجمله : خدمات رسانی ، پاسخگویی مناسب به ارباب رجوع ، فرآيندهاي اداري ، مالي ، بهداشت ، ایمنی ، شهرسازی ، نوسازی ، کنترل و نظارت سایرامور ، مدیریت ماموریتهای درون سازمانی وبرون سازمانی ، فعاليتهاي عمرانی ، خدماتي ، آموزشی ، اطلاع رسانی و... جزء وظایف جاری مدیریت شهری است که باید در اسرع وقت مدیریت شهری به آن بپردازد.

گستردگی وظایف و ماموریتها وحجم عظیم آمار واطلاعات بهره گیری از فناوری اطلاعات وارتباطات را دوچندان میکند بنابراین ناچاریم که صنعت را در مدیریت شهری و سازمانهای مرتبط به طریق ذیل کاربردی کنیم :

1-      ایجاد زیرساختهای نرم افزاری وسخت افزاری مناسب

2-      ایجاد پایگاههاوبانکهای اطلاعاتی

3-      ارائه خدمات از طريق سیستم های مکانیزه وسیستمهای الکترونیکی مبتني بر فناوری اطلاعات وارتباطات 

4-      جهت گیری و فرهنگ سازی سازمانی به سمت ارائه خدمات الکترونیکی (E-services) به شهروندان

5-      آموزش ، فرهنگسازی وارتقاء سطح دانش فنی کارکنان و شهروندان بصورت مجازی

6-      کنترل ونظارت بهینه مبتنی برفناوری اطلاعات وارتباطات

7-       اطلاع رسانی از طریق وب سایتها وپورتالهای سازمانی وراه اندازی شبکه مجازی درون  شهری

8-      تحقق شهروند الکترونیکی ، شهرداری الکترونیکی ، شهر الکترونیکی در راستای تحقق دولت الکترونیکی 

9-      بهره گیری از تکنو لوژیهای نو مانند GIS & GPRS مبتنی بر فناوری اطلاعات  وارتباطات حركت به سمت مديريت واحد شهري

امید است با کاربردی نمودن این صنعت در مدیریت شهری وسایر سازمانها ونهادهای مرتبط و اجرای صحیح سیاستها وبرنامه ها و استفاده بهینه از سایرمنابع  واز همه مهمتر شفاف سازی وجلب مشارکت شهروندان خوب این دوشهر  در مسیر توسعه قرارگرفته و در آینده نه جندان دور شاهد تغییرات در کالبد شهری وارتقاء شاخص های توسعه باشیم .

 

حسن عزیزی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 20:28  توسط ایذه ای  | 

داستان

درنگ روی ثانیه ی پنجاه ویک

شین-الف

 

 


مرد مجرد روی صندلی کهنه آشپزخانه نشسته است و قهوه ترکش را مزه مزه می کند. به همراه کیک کامیلانو. از OPEN آشپزخانه چشم می چرخاند توی پذیرایی و شروع می کند به شمردن لاشه ی سوسک ها. هشتاد و نه سوسک با دمپایی، کتاب، دستمال کاغذی، کنترل تلویزیون، جلد سی دی و ... کشته شده اند و ولو شده اند توی پذیرایی و آشپزخانه. دلش نمی آید لاشه سوسک ها را جمع کند اما این همه کشته منظره دهشتناکی در خانه آفریده اند. به خودش جرات می دهد که بلند شود و لاشه سوسک ها را جمع کند. از بالای دس ظرف شویی دستکش ها را بر می دارد و آن ها را دستش می کند و می رود از انباری یک جعبه خالی کفش می آورد. لاشه تک تک سوسک ها را جمع می کند و می گذارد توی جعبه کفش. هشتاد و نه سوسک. نگاه می کند به جعبه ای که حالا لایه ای از سوسک آن را پوشانده. می خواهد بالا بیاورد اما نمی آورد. حالش به هم می خورد. چند شب پیش هم با یکی از دوستانش درباره سوسک ها صحبت کرده بود، بعد رفته بود به یکی از فرهنگ های کتابخانه اش نگاه کرده بود و در کمال تعجب دید که سوسک ها هم عمر دایناسورها هستند. دایناسورها منقرض شده اند اما سوسک ها هنوز زنده اند. با خواندن این مطلب به خودش گفت : « دیگر هیچ سوسکی را نخواهم کشت. من سوسک می شوم و با آن ها زندگی مسالمت آمیزی خواهم داشت» نگاهش دوباره به جعبه کفش  پر از سوسک افتاد. رفت توی دستشویی و از دستمال کاغذی لوله ای حدود یک متر کند و آورد و با دقت آن را روی لاشه سوسک ها پهن کرد. بعد از توی اتاق کارش ماژیک قرمزی پیدا کرد و روی جعبه کفش نوشت : گور دسته جمعی سوسک های مقتول. قاتل : فراری. در جعبه را گذاشت. از کار طاقت فرسا کفن و دفن هشتاد و نه سوسک که فارغ شد رفت روی مبل کنار تلویزیون لم داد. تلویزیون دنیای حشرات را پخش می کرد. خودش را در هیات مرد قاتلی دید که هشتاد و نه موجود زنده را از بین برده است. حالش از خودش بهم خورد. دستهایش را به هوا پرتاب کرد و پائین آورد. دست چپش خورد روی فنجان قهوه. فنجان قهوه روی فرش خاکشیر شد. مرد مجرد این دفعه واقعاً بالا آورد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 20:26  توسط ایذه ای  | 

پیام فرماندار

حول حالنا الي احسن الحال

يا رب كمـال عـافيتت بر دوام بـاد                  اقبال و دولت شرفت مستـدام باد

سال و مهت مبارك ، روز و شبت بخير                بختت بلند و گردش گيتي به كام باد

... نوروز ـ پير بازمانده از غبار قرنهاي متمادي وتنها شاهد گذشته دور و دراز انسانهاست. او شاگرد شنوا و گريز ناپذير همه موحدين بوده ، نداي توحيد محمدي (ص) را براي ره يابي به حقيقت زندگي به كام خويش ريخته و در درياي بيكران عدالت علوي (ع) تجديد غسل نموده است . اسلام همه رنگهاي قوميت را زدود و سنتها را دگرگون كرد و نوروز را جلاي بيشتري بخشيد و آن را با پشتوانه اي استوار از خطر زوال در دوران مسلمان شدن ايرانيان مصون داشت. انتخاب علي (ع) به خلافت و نيز انتخاب او به وصايت در غدير خم هر دو در ايام نوروز بوده است اين تصادف شگفت عشق و علاقه ايرانيان به اسلام و تشيع را پشتوانه نوروز نمود. نوروز كه با جان مليت زنده بود روح مذهب نيز گرفت و آن سنت ملي و نژادي با ايمان مذهبي پيوند خورد، محكم گشت و مقدس شد. اين يادگار به جا مانده از ادوار باستاني با طلوع ظفرمند انقلاب پر فروغ شد تا آنجا كه در اوج شعله هاي شرر بار دفاع مقدس دلاور مردان صحنه هاي پيكار به هنگام فرا رسيدن بهار دعاي تحويل سال را با مناجات هاي شبانه خويش عجين
مي نمودند و همزمان با خانه تكاني دلها غبار از سر و روي سنگر ها و قرارگاه هاي خويش مي زدودند.

 پيام هاي راه گشا و اميدبخش مقام معظم رهبري كه همه ساله بنابر ضروريات و مقتضيات عالم اسلام و ايران و با اولويت دادن و برجسته نمودن ضروري ترين نياز سال ابلاغ و خطابه مي گردد آنچنان مفيد ، موثر و جان فزاست كه همچون پل چراغاني شده اي گذشته ، حال و آينده را به هم پيوندي ناگسستني مي بخشد.

شهر و ديار ايذه و مردمان نجيب اين سامان نيز همچون ساير مناطق ايران و فارسي زبانان ، نوروز باستاني 88 را با توكل بر خداوندگار هستي و عنايات ويژه حضرت ولي عصر(عج) و رهنمودهاي مقام معظم رهبري پاس خواهند داشت و به شكرانه همه نعمات خداوندي به مناجات خواهد نشست و با اداي احترام به ساحت مقدس شهيدان شاهد ، جانبازان و آزادگان سرافراز مناسبات و مراسمات ارزشي اين ايام را كه از جمله آنها نظافت و پاكيزگي ، صله ارحام و مهمان نوازي و رويش و پويش است بجا خواهند آورد.

ايذه امروزه با داشتن جاذبه هاي ارزشمند طبيعي،ميراث گرانبهاي فرهنگي ، آثار متمدن باستاني ،سدها ،درياچه‌ها و پل هاي غرور انگيز و جلوه هاي ارزشمند زيست محيطي چشم به راه مهمانان و مردمان خوب ايران زمين است. مردمان ايذه كه به بركت نظام مترقي جمهوري اسلامي و به ويژه برنامه هاي عدالت محور دولت نهم مسير توسعه را به نظاره نشسته اند مفتخرند كه در سايه سار پرچم خوش نقش ايران پاسدار عزت و شرف اين مرز و بوم بوده و با پيروي از رهنمودهاي مقام معظم رهبري سراينده ترانه هاي ولايت مداري اند. اينجانب با تبريك صميمانه اين ايام فرخنده و باستاني به همه هموطنان ارجمند و به ويژه هم تباران ايلياتي خود، برايشان آرزوي سالي خوش توام با موفقيت روز افزون نموده اميد آن دارم مردمان فهيم و ولايت مدار ايذه با حضور فعال و آگاهانه خود در تمامي عرصه هاي سياسي ، اجتماعي ، عمراني و فرهنگي و پرهيز از مرزبندي تفرقه افكنانه صوري و تشتت آور و سپردن امور به افراد دلسوز متعهد ،‌متخصص و مقيد و حمايت از آنها و نظارت بر عملكردشان و مطالبه قانونمندانه حقوق عامه شهروندي ، كليد واژه‌ي بي بديل «توسعه پايدار» را براي شهر و ديار ايذه رقم زنند.

خداداد محمدی

فرماندار شهرستان ايذه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 20:22  توسط ایذه ای  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر